...زیباترین جملات و اشعار و عکس وب در
زیباترین جملات ..بهترین اشعار..عکس..از عشق..از زندگی..ازهر چه هست و نیست
* منتظر كسي باش كه اگه حتي در ساده ترين لباس بودي، حاضر باشه تو رو به همه دنيا نشون بده وبگه كه: " اين دنياي منه " *به چشمی اعتماد كن كه به جای صورت به سیرت تو می نگرد به دلی دل بسپاركه جای خالی برایت داشته باشد دستی را بپذیركه بازشدن را بهترازمشت شدن بلد است اینگونه زندگی كنیم ساده اما زیبا ،مصمم اما بی خیال ،متواضع اما سربلند ، مهربان اما جدی ، سبزاما بی ریا ، عاشق اما ... *استخوان بندی فریاد ، پاسخ هزاران ستم بی صداست. *آنگاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست. *و اينكه: شما كه عيدي نداريد بهمون بديد..داريد؟اگه داشتيد "گل نوشته"واسه شماست. سال آينده با دهها مطلب از بزرگان تاريخ وبلاگ رو آپ خواهم كرد. از:نيچه..گوته..گاليله..ارسطو.. سقراط..ارد بزرگ..نيوتن..ناپلئون..برايان تريسي ..پاسكال..دانته..كانت ..خليل جبران..اديسون..تاگور..آنتوني رابينز و ... سلام سال 86 هم با تمام اتفاقات و خاطراتش داره تركمون ميكنه كه براي هميشه بره مثل خيليها كه براي هميشه تركمون كردن وبعد ارزش اونارو فهميديم. باز هم نزديك عيد هستيم و همه به فكر خريد و تبريك سورپرايزي و ... ميخوام سال نو رو پيشاپيش تبريك بگم به: * پدري كه براي فرزندش پول نداره لباس بخره و احساس ... ميكنه. * دختري كه سال نو رو اين بار بدون پدر تجربه ميكنه. * پسري كه دنياشو به دلي سپرد كه تركش كرد. * مادري كه با خون جگر بچش رو بزرگ كرد و با اشك اونو به دل خاك سپرد. * يتيمي كه هيچكسي رو نداره اونو ببوسه. * بچه اي كه الان كه نزديك عيده و من مينويسم تو ميخوني بدجوري گرسنه است. * سربازي كه عيد براش مرخصيه و بهش نميدن. * راننده اي كه بخاطر يه تصادف الان تو زندونه كه اگه اونجا نبود ... * ... خوبه بدونيم اگه ما داريم خيليها ندارن.شايد نتونيم بهشون كمك كنيم ولي بدونيم كه هستن. اميدوارم سال نو براتون سالي باشه پر خير و بركت كه از در و ديوار بباره .و اميدوارم خدا به من هم از اين در و ديوارها بده . تقديم به شما دوستان خوبم با آرزوي بهترين روزها در سال آتي. سال نو مبارك تقدیم به آنکه دارمش دوست روزی که دلم پیش دلت بود گرو آن قدر در کشتی عشقت نشینم روز و شب به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد زرداست که لبریزحقایق شده است کنار آشیانه تو آشیانه می کنم

تقدیم به آن که قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بر کند پوست
جدا هرگز نگردد یادم از دوست
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو
در ذهن نیافرینمت می میرم
از شاخه اگر نچینمت می میرم
ای عادت چشم های بی حوصله ام
یک روز اگر نبینمت می میرم.
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد
مرغ امید من از شدت غم می میرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم
باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد.
قلب من در شهر چشمان شما جا مانده است
قدر یک شب هم شده از آن پرستاری کنید
یا به عشقم می رسم، یا غرق دریا می شوم
عجب از محبت من که در او اثر ندارد
غلط است آن که گوید دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد، دل او خبر ندارد
اینجا آسمان ابریست
آنجا را نمی دانم
اینجا شده پاییز
آنجا را نمی دانم
اینجا فقط رنگ است
آنجا را نمی دانم
اینجا دلی تنگ است
آنجا را نمی دانم
تلخ است که با باد موافق شده است
عاشق نشدی و گر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است
فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم
کسی سؤال می کند به خاطر چه زنده ای؟
و من برا ی زندگی، تو را بهانه می کن
روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت
هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت
چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید
خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت!
| Design By : Night Skin |



